چی کار می کنید ؟ خوبید ؟ خوشید ؟ خرمید ؟ خوش حالید ؟
می دونم می دونم اروم باشید می دونم همه تون جوابتون بله ست (البته با اجازه بزرگ تر ها . اینم یادتون باشه ها یه وقت هول نشید دفعه اول بگید سومین بار می گن)
خب دیگه چه خبر ؟
تابستون خوش می گذره ؟ به من که خوش نمی گذره دلم برا درس تنگ شده !!!!!!!!!!!!!!!
از هین اول تابستون ولمون نمی کنن که این معلما گفتن باید بیاین سر کلاس
فکر کنم ورزشم رو تجدید شدم برام دعال کنید والا باید تابستونم این معلم عتیقه ورزش رو تحمل کنم
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان پی من تند دوید
سیب را در دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی
هنوز سال ها هست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
دلم نیومد ادامش رو نزارم. چون تا یه نفر ادامشو نخونه نمی فهمه که همیشه واقعیت اون چیزی نیست که ما می بینیم.
من به تو خندیدم
چون که میدانستم
تو به چه دلهره از باغچهی همسایه سیب را دزدیدی،
پدرم از پی تو تند دوید
و نمیدانستی که باغبان باغچهی همسایه
پدر پیر من است!
من به تو خندیدم
تا که باخندهی خود
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندانزده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمیخواست به خاطر بسپارد
گریهی تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام، آرام
حیرت و بغض نگاه تو تکرارکنان،
میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چه میشد اگر باغچهی خانهی ما سیب نداشت
حال و احوالتون چطوره؟ عیدی ها چی؟ ما هم خوبیم و داریم واسه شما دعا می کنیم !!!
بریم سراغ یه مساله ناراحت کننده ===> تکلیف عید!!!!!!!
متاسفانه و متاسفانه و باز هم متاسفانه باید عرض کنیم این رقم تنها موضوع ناراحت کننده در ایام عید است که انشاء الله در سال های آتی بر طرف خواهد شد . دبیر های محترم ما هم لطف کردند و هر کدام یه طومار به عنوان تکلیف رو-با لبخند شیرین خودشون
-که الهی خدا ما رو از این لبخند های دلنشین محروم نکنه (الهی آمین)-تقدیم کردند....از معلم ریاضی گرفته که تک تک صفحه های مبتکران رو داده حل کنیم....تا دبیر فیزیک که فکر کرده ما بیکاریم و گفته اینو شیش بار بنویس ؛ اونو پنج بار و ....
نشر همت جاویدان هم لطف کرده و یک پیک سرشار از مطالب جذاب و خواندنی رو تقدیم حضورمون کرده...فکر کرده ما سر گنج نشستیم که پول بدیم پیک بخریم...خدا رو هزار مرتبه شکر که معلما این رقم رو اجباری نکرده بودند.
روز اول عید گفتم بشینم یه سریال تماشا کنم بلکه از فکر تکالیف عید بیام بیرون. ولی بعلت رحلت جانسوز...
حالا بی خیال، نشستیم یوزارسیف تماشا کردیم و کلی خندیدیم.البته نه به یوزارسیف...به اس ام اس هایی که در طی پخش برنامه میومد...خدایا این سریال رو از ما دریغ نکن. بخدا ما هیچ سوژه ی دیگه ای نداریم!
راستی !بنظر شما چرا این تقویم سمپاد هر سال مزخرف تر میشه؟ سه شنبه هیچ کدوم از کلاسای مدرسه نیومده بودند...الا یه چند نفر لیمو شیرین های کلاساشون که به احتمال زیاد برای عرض ادب خدمت معلم های عزیز خدمت رسیده بودند.فقط کلاس ما بود که از 32 نفر 30 نفر اومده بودیم اونم فقط بخاطر تقویم!!!!!!!!!(البته من همین جا بگم که اون دو نفر رفته بودند مسافرت-اونم با اطلاع قبلی) به خیال خودمون اومدیم تفریح و عشق و حال که معلم زبان فارسی بادیدن ما اخماش رفت توی هم.طفلی انتظار داشت ما نیایم بره خونه و بشینه خونه تکونی کنه.بهش گفتیم ول کن بابا ! بیا بریم ما هم کمکت می کنیم زود تر تمومش کنی...نامرد گفت نه!!!!!!!
لج کرد و بهمون درس داد....تازه یاد جوونی هاش هم افتاده بود وبه یاد اون ایام ما رو برد تو حیاط کچل مدرسه نشوند. معلم ریاضی هم که می ترسه ما تو امتحان هماهنگ سمپاد گند بزنیم فقط تمرین حل کرد برامون.البته ما گوش ندادیم . زنگ سوم هم ادبیات داشتیم که معلمش همون معلم زبان فارسیه. عوضی فقط درس داد.
زنگ هم که خورد هممون با احترام: هِررررررررررررری!![]()
در پست های آتی بیشتر با هم صحبت می کنیم!
فعلا برم چون فکر کنم تو دلتون بهم گفتین :هری بی زحمت..
خوب دیگه بابای!
اینم چند تا عکس واسه خدافظی!![]()
![]()
|
| |
|
|
چه طور حال شما
(خوشم اومد شعر گفتم
)
خب دیگه بسه بریم سر اصل مطلب .....
بچه ها من یه وبلاگ شیمی ساختم تورو خدا تو رو خدا
ازتون التماس می کنم بیایید ببیند
من دارم می میرم
بیایید ببینید ![]()
جووون داداش در ضمن ازتون ممنون که نظرتون ۲۰ تا شد
از همتون ممنون بچه ها یه خبر تازه گروه ماتو لیگ شیمی(که عشق منه)(و عشقمم شیمی درس میده) تو کشور سوم شده منو و فهیمه و م و ع و ف که شاید نخوان اسمشون رو بگم ![]()
خب یه نظر بدید دیگه نمی دونم نمی خواید تعریف کنید![]()
حالتون چطوره؟ من چطورم؟! عالی . حالا چرا رو وقتی می گم که قطعی شد.![]()
![]()
حالا بی خیال اون! از شما گله دارم...چرا نظرا کم شده؟![]()
اصلا تا اطلاع ثانوی پست ها تعطیلن تا شما 20 تا نظر بدین!![]()
![]()
گفتم 20 دهن همتون آب افتاد ، نه؟!!!!!!![]()
![]()
![]()
خوب دیگه .... بای تا های!![]()
سلام
امروز اومدم آپ کنم چون مثل اینکه از این فرفره و مطهره خبری نیست ![]()
خب پس بهتره خودم دست به کار شم اومدم ازتون بپرسم شما عشق رو چی معنا می کنید
اشتباه نکنید ها منظورم از عشق ، عشق یه دانش آموز به معلمشه به نظر شما چند درصد از بچه ها فکر می کنن خودشیرینی بازی و اصلا کسی اون دانش آموزی رو که عاشق معلمشه درک می کنه ؟
در ضمن نظرتون راجع به این جمله هم بگید :![]()
خدایا ، به هر آنکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی برتر است و به هر آنکه دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق والاتر است .
مرسی
بای ![]()
یه سلام...سلامی که سین و لام و الف و میم و خلاصه همه چیزشو از حروف الفبا گرفتم. خوبین؟خوشین؟ درس و مشقا چی؟ همه چی خوبه دیگه؟ کارنامه گرفتین؟ آره دیگه..ایشالله کلی بیست داشته باشین...
ما هم خوبیم و مثل همیشه سر خوشیم! راستی می خواستم بهتون بگم که یه نویسنده جدید به وبلاگ اضافه شده به اسم میم که من نمیدونم چرا علاقه نداره اسمشو بگم. حالا این پست و این همه مقدمه چینی ها واسه این بود که یه چیزی از شما سال اول دبیرستانییا بپرسم و تمام:
1-بنظر شما امسال امتحان ریاضیمون از سمپاده؟
2-شما توی درس ریاضیاتتون غیر از کتاب وزارتی و کتاب تکمیلی چی میخونین؟
همین دیگه...مرسی! خدافظ !
سلام سلام سلام یه سلام ویژه به اونایی که امتحان ریاضی شون آسون بوده مثل ما خوش بختانه به خیر گذشت می دونید مشکل ترین چیز این بود که دقت کنی تازه 8 نمره بیشتر نداشت زیادم معلممون سخت نگرفت چون مبحث گزاره ومنطق جزه درس هامون نبود ولی خلاصه باید یاد می گرفتیم انقد دال نون کردیم قیافمون شبیه اونا شده بود.................. بگذریم تا یادم نرفته بگم این فرفره هر چی می نویسه بیخودها اصلا به حرفاش توجه نکنید می دونید مخش تاب داره چند بارم دکتر بردمش ولی دکترا جوابش کردن ولی به روش نمی یارم چون بدتر می شه شما هم بروش نیاریدا
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
خدافظ تا یه بار دیگه که بیام پیشتون![]()
خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟
این اولین آپ بعد از دومین آپه!!!!همون طور که میدونین امروز۵ آبانه(حالا اگه دیر تر بود به من ربطی نداره ... چون خودتون دیر اومدین!) یعنی الان حدود دو ماه میشه که ما میریم مدرسه... ما ها که نویسنه های وبیم اول دبیرستانیم...خلاصه....
ما یکشنبه امتحان ریاضی داریم . از سورها...اینقده میترسم!!!!!معلما هم که رحم نمیکنن...همش امتحان میزارن...آخه این درسته که تو یه ماه آدم دو تا امتحان بده؟! الان ما دینی و اجتماعی رو امتحون دادیم(!)و پنج شنبه هم که امتحان فیزیک داریم...چهارشنبه هم که زیستو بعدش...اه ول کن قاطی کردم...
مدرسه ی ما اینقده قِشنگه که نگو...فقط مدیرو ناظماش مشکل دارن!!!
...
خوب من خسته شدم اینقدر حرف زدم...شما نمیخواین راجع به خودتون بگین؟!تو کامنتا منتظرتونیم!
پا نوشت: حرفای این فائزه خله رو جدی نگیرین![]()